پراحساسی ترین پستهای فیس بوك آذرماه91
شراب خواستم گفت: "ممنوع است"
آغوش خواستم گفت: "ممنوع است"
بوسه خواستم گفت: "ممنوع است"
نفس خواستم گفت: "ممنوع است"
حالا پس از آن همه سال "دیکتاتوری عاشقانه"
با یک بطری پراز" گلاب"
آمده برسر خاکم و به" آغوش" می کشد با هرچه "بوسه" سنگ سرد مزارم را
و چه ناسزاوار عکسی را که برمزارم به یادگار مانده نگاه می کند و در حسرت "نفسهای" از دست رفته
به آرامی اشک می ریزد...
تمام تمنای من اما
سر برآوردن از این گور است
تا بگویم هنوز بیدارم
سراز این عشق برنمیدارم...
"تا ابد دوستت دارم





























































